غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

131

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

دو مورد عادل است ، زيرا به نظر اينان عدل عبارت است از تصرف در آنچه متصرف ، مالك آن است . مرجئه معتقد به ارجاءاند . ارجاء يعنى به تأخير افكندن حكم مؤمنى كه مرتكب كبيره شده است تا روز قيامت . بنابر اين هيچ كس را به اعتبار اعمالى كه در دنيا انجام مىدهد ، نمىتوان گفت كه ناجى است يا هالك . اينان مىگويند با وجود ايمان معصيت زيانى نمىرساند ، همچنانكه با وجود كفر طاعت را فايدتى نيست . وعيديه در برابر مرجئه‌اند ، اينان مرتكب گناه كبيره را كافر و جاويدان در آتش مىدانند ، هر چند كه مؤمن باشد . ولى مىگويند كه عذاب او از عذاب كافر سبكتر است . شيعه پيروان على بن ابى طالب هستند . اينان قائل به امامت على پس از پيامبر [ ص ] هستند و مىگويند كه امامت از فرزندان او بيرون نخواهد رفت ، مگر به ستمى كه در حق آنها شده باشد . همچنين شيعيان عموما معتقد به وجوب عصمت امامان از گناهان صغيره و كبيره هستند . چون امامت ركنى از اركان دين است پيامبر [ ص ] نمىتواند از آن غفلت ورزد يا آن را به همگان تفويض كند . از غلات شيعه‌اند نصيريه كه مىگويند خدا به صورت على ظهور كرده و به زبان او خبر از اسرار باطنى داده است . قومى از افراطيان شيعه در باب امامان غلو كرده‌اند تا آنجا كه آنان را از حدود مخلوقات بيرون برده‌اند و براى آنان اثبات خدايى كرده‌اند . خوارج در برابر شيعه هستند . برخى از خوارج على بن ابى طالب را به خطا منسوب نموده‌اند . بعضى از اين مقدار پاى فراتر نهاده او را تكفير كرده‌اند . بعضى مىگويند اشكالى نيست كه در جهان هيچ امامى وجود نداشته باشد و اگر بدان نياز افتد چه بنده و چه آزاد ، چه نبطى و چه قرشى ، هر گاه عادل باشد ، فرقى ندارند و اگر امام از حق عدول كند بايد او را عزل كرد و به قتل رسانيد . اين بود گفتارى به اختصار در اصول مذهب . اختلاف در فروع نيز سبب پديد آمدن چند مذهب شده است . اين اختلافها در احكام شرعى و مسائل اجتهادى است . مشهورترين مذاهب چهار مذهبند : مذهب مالك بن انس « 417 » ، مذهب محمد بن ادريس شافعى « 418 » ، مذهب احمد بن حنبل « 419 » ، و مذهب